حاله این روزام رو نمیتونم چطوری توصیف کنم
از اتفاق هایی ک میفته و دست خود مننیست ، در شگفت و حیرتم
چهارشنبه هفته ی قبل ، سر کلاس بینش مطهر ک تو مسجد برگزارشد استاد،بهمون یه چنتا کاغذ داد و باید تفکر خودمون رو درباره موضوعی ک توضیح میداد مینوشتیم و تحویل میدادیم ، منم نوشتم که : "بعضی از رویداد ها که توی زندگی شخصی هرکسی میفته دست خود انسان نیست".اینو خودم دیروز هم تجربه کردم ،تو روز دانشجو و شهادت حضرت معصومه...
بماند دیروز ک از دانشگاه تا خوابگاه بعدش از خوابگاه تا شاه چراغ تو خط واحد بعدش تو خود شاه چراغ چه گریه ها که نکردم سر همین جمله ای ک خودم تو کلاس بینش مطهر برای استاد نوشتم و نمونه اش برای خودم پیش اومد!
خدایا این روزا پر از سکوتم ، جسم و روحم توانش کم شده ،دیگه توانم درحدی شده ک نمیتونم از خودم دفاع کنم.اما احساس خوبی دارم ک تونستم با مسئله کنار بیام.
خدایا بهم قدرت و ایمان قوی عطا کن
مولوی میگه:
آنکس ک تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی ،دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند...
برچسب:
نویسنده: آرتین عابدی